Warning: session_start() [function.session-start]: Cannot send session cookie - headers already sent by (output started at /home/talabe/public_html/function/smarty/smarty/templates_c/%%F7^F7F^F7F34188%%header.tpl.php:8) in /home/talabe/public_html/function/pager/Common.php on line 1562

Warning: session_start() [function.session-start]: Cannot send session cache limiter - headers already sent (output started at /home/talabe/public_html/function/smarty/smarty/templates_c/%%F7^F7F^F7F34188%%header.tpl.php:8) in /home/talabe/public_html/function/pager/Common.php on line 1562
آخرین اخبار
جستجوی پیشرفته
جستجوی پیشرفته                                        
از تاریخ : / / تا تاریخ: //

تاریخ و جغرافیا هنر ارتباطات و فن آوری اسلام سیاست جامعه عمومی ادیان،فرق و مذاهب علوم زبان و ادبیات
تب وبلاگی
روز قدس
سیل در پاکستان
شبهای قدر
سخنان رحیم مشایی پیرامون مکتب ایرانی
روزه و فواید آن
ماه مهمانی خدا
اختلال در بلاگفا
انفجار در مسجد جامع زاهدان
سالروز ولادت آیت الله العظمی خامنه ای
فرا رسیدن ماه شعبان المعظم
شهادت امام موسی کاظم(ع)
رحلت علامه سيد محمد حسين فضل الله
میلاد حضرت علی علیه السلام-روز پدر
جام جهانی فوتبال
اعتکاف
لیلت الرغایب(شب آرزوها)
فرا رسیدن ماه رجب
بزرگداشت 22 خرداد
قیام 15 خرداد
مراسم سالگرد رحلت امام امت و حاشیه ها
لینک ها
دفتر انتشارات کمک آموزشی
پایگاه ملی داده های علوم زمین کشور
موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران
ایران مساحت
بیابان ها و کوههای ایران
سازمان جغرافیایی ایران
کوههای ایران
مركز تحقیقات حفاظت خاك و آبخیزداری
ایران هیدرولوژی
تاریخ و جغرافیا
خواهرجان! آن قدر برايتان تعريف دارم كه كتاب ها مي‌شود.
نامه‌اي كه مي‌خوانيد از شهيد «محمود امجديان» است. او در بهمن ماه سال 1361 به اسارت نيروهاي عراقي درآمد. بيشتر سال هاي اسارت محمود در اردودگاه هاي موصل 3 و 4 گذشت و در اواخر به اردوگاه تكريت منتقل شد. محمود در غربتي غمبار به وسيله يكي از منافقين مورد حمله قرار گرفت و به شهادت رسيد. اكنون او مزاري بي‌زائر در قبرستان رماديه عراق دارد.خدمت خواهر گراميم-اميدوارم كه حالتان خوب باشد. خواهر جان! عكس شما را ديدم.
منبع: وبلاگ رسمی ازادگان اردوگاه یازده تکریت
1389/5/27

در بعقوبه اسرای ایرانی برای مقابله با امریکا گردان رزمی تشکیل داده بودند
در اواخر اسارت که البته انموقع هنوز مشخص نبود که آواخر اسارت است وقتی عراق به کویت حمله و این کشور را اشغال نمود ما در اردوگاه هیجده بعقوبه بودیم که حدود 600 نفر یا کمی بیشتر بسیحی بودیم که بعد از دوسال و نیم اسارت از اردوگاههای تکریت به اینجا تبعید شده بودیم و بقیه که حدود 5000 نفر می شدند و در سوله ها بودند غالبا نیروهای ارتش بودند که از اوایل اسارت اینجا بودند .در بین ما تعدادی روحانی بسیار فعال و شجاع وفاضل و همچنیین ...
منبع: وبلاگ رسمی ازادگان اردوگاه یازده تکریت
1389/5/27

تو بابای منی، بیا بریم خانه
صبح، پس از آمار، در یک صف قرار گرفتیم و از اردوگاه خارج شدیم. اتوبوس ها در بیست متری اردوگاه منتظر ما بودند. هنگامی که به اتوبوس رسیدیم، روی خود را به پشت برگرداندم و نگاهی عمیق به حصار قلعه مانند اردوگاه انداختم. سپس سربازان را نیز نظاره کردم و پا در رکاب اتوبوس، خود را به صندلی آخر رساندم.***شب، پشت میله های پنجره آسایشگاه 14 ایستاده بودم و بیرون را تماشا می کردم. خاطره های هشت سال و چند ماه، با تمام حوادث متنوع و تلخ ...
منبع: وبلاگ رسمی ازادگان اردوگاه یازده تکریت
1389/5/26

گفتم مثل حضرت سليمان(ع) با كلاغ مشغول درد دل كردن بودم،بازجوها خنده شان گرفته بود
حتي دوران پر مشقت اسارت و سخت‌گيري نيروهاي بعثي هم نتوانست قدري از شيطنت‌هاي سليمان كه در آن زمان 17 سالگي‌اش را سپري مي‌كرد، بكاهد؛ روحيه‌اي كه به گفته‌ خودش به او و ساير اسرا در تلطيف شرايط دشوار كمك شاياني كرد.سليمان حاجي‌ ميرزاجان در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس فرهنگ و حماسه خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) - منطقه خراسان، صحبت را از اصرارها و التماس‌هاي يك ساله‌اش به خانواده براي اعزام به جبهه آغاز مي‌كند ...
منبع: وبلاگ رسمی ازادگان اردوگاه یازده تکریت
1389/5/26

بیست سال قبل و بیست سال بعد
هر سال یکبار سربازی عراقی با یک دوربین و یک عالمه حلقه فیلم خام می آمد به اردوگاه و از هر ۴ یا ۵ نفر یک قطعه عکس یادگاری می گرفت.هر سال یکبار سربازی عراقی با یک دوربین و یک عالمه حلقه فیلم خام می آمد به اردوگاه و از هر ۴ یا ۵ نفر یک قطعه عکس یادگاری می گرفت. چند هفته بعد از هر عکس به تعداد نفرات داخل عکس چاپ می کرد و می آورد. با اولین دیدار صلیب سرخ، عکسها را برای خانواده هایمان در ایران می فرستادیم.
منبع: وبلاگ رسمی ازادگان اردوگاه یازده تکریت
1389/5/25

درباره فرقه رجویه!
درباره ترورهای سازمان مجاهدین خلق که سال هاست به نام «منافقین» شناخته می شود حرف ها و تحلیل های زیادی گفته شده است. نگاهی به این کارنامه تروریستی سازمان به مثابه یک فرایند نشان می دهد که این اقدام ها بیش از همه کیفیت سیستم جمهوری اسلامی را نشانه گرفته بودند و جمهوری اسلامی هنوز هم از فقدان چهره های متنفذ و خوشفکری که قربانی هوس های مسعود رجوی و یارانش شدند رنج می برد. نیم قرن فعالیت سازمان...
منبع: تورجان
1389/5/24

قربانیان مدرنیته رضاخانی
رضاشاه پهلوی از کسانی است که متناقض ترین تحلیل ها در تاریخ صد ساله اخیر را به خود اختصاص داده است. تفسیر رایج از رضاخان وی را فردی دست نشانده قدرت های خارجی و منشاء استبداد دانسته و اساس حکومت پهلوی را ناقض آزادی و رأی مردم می داند. آنچه قطعا می توان گفت آن است که رضاخان شخصیتی عملگرا داشته است. این روحیه وی در متنی که در سال ۱۳۰۲ پیرامون دلایل قبول ریاست دولت منتشر نمود به خوبی هویدا می گردد...
منبع: تورجان
1389/5/24

منصور ! فقط نصف ساعه !
اولین ساعتهای ماه مبارک است و من قول داده ام تا 26 مرداد روز خلاصی خودم و رفقایم از بند اسارت ۸ ساله ، در این وبلاگ از اسارت و ما فیها بنویسم . باشد . می نویسم.اولین رمضان اسارت در تیر ماه سال 61 یعنی دو ماه پس از به اسیری درآمدنمان از راه رسید . بلاتکلیف بودیم هنوز . نه به قاعده دیگر اسرا به اردوگاه رفته، بل گرفتار مکر صدام شده بودیم که دو پا در یک پوتین کرده که الا و بالله من باید شماها را آزاد کنم که برگردید به شهر و دیارتان .
منبع: وبلاگ رسمی ازادگان اردوگاه یازده تکریت
1389/5/23

زولبیا خوری در اردوگاه رمادی
..دو سه روز از ماه رمضان رفته بود که سرباز مسئول حانوتآمد و گفت اگر پول* بدهید برایتان زولبیا می آورم. گفتیم پول ما صرف اقلاماساسی مثل شکر و خمیر دندان می شود، چیزی نمی ماند که زولبیا بخریم .اصرار کرد ارزان می دهم ، باور کردیم و مقدار قابل توجهی فلوس گذاشتیم رویهم و 5 کیلو سفارش دادیم . قبل از افطار تقسیم کردیم ، به هر کسی یک حلقهرسید .روز بعد سرباز گفت : چطور بودن زولبیاها ؟ باز همبیاورم ؟ گفتیم ممنون پولمان نمی رسد . .!
منبع: وبلاگ رسمی ازادگان اردوگاه یازده تکریت
1389/5/23

بر روي ديوار نوشته بودند «ما را از زندان ترسي نيست
توضیح:در مصاحبه پیش رو اشاره ای به مرحوم ابوترابی و پیام ایشان در باره قران شده است ، این جریان که ایشان وعده دادند در صورت حفظ قران وعده ملاقات با امام را داده اند مربوط به اردوگاه یازده نیست ،اشید ایشان کلی گفته است و منظورش اصلا اردوگاه یازده نبوده است. حداقل تا انجا که ما می دانیم احتمالا اشتباه شده است چون بسیار بعید است که مرحوم ابوترابی غیر از اردوگاه هیجده در چند روز باقیمانده اسارت حتی کوچکنرین اخباری از ایشان یا بالعکس رد و بدل شده باشد
منبع: وبلاگ رسمی ازادگان اردوگاه یازده تکریت
1389/5/23

[1]      «      4   |   5   |   6   |   7   |   8   |   9   |   10      »      [38]
منابع
سایت شخصی حجت الاسلام و المسلمین محمد علی محسن زاده(2)
قافله شهداء(1)
یادداشت های من(1)
وبلاگ گروهی فصل انتظار(12)
شطحي جات(2)
گل نرگس(1)
بیانچه(1)
سرشک سرخ(1)
خانه طلاب(1)
رندانه(1)
فرزند کعبه(7)
امام منتظر عجل الله تعالی فرجه الشریف(3)
مهدویت(1)
صبحستان(1)
نوایبسم(2)
وبلاگ شخصی سعید طالبی نیا(1)
معرفت سوم: آخرالزمان و مكاتب فكري جديد(1)
دوستانه(1)
وبلاگ گروهي فصل انتظار(3)
شطحی جات(3)
زیبای زیبا(1)
غریبانه(2)
پایگاه اینترنتی کربلایی110(3)
خانه دوست کجاست؟(1)
قاصدکهای گمنام(1)
مدرسه صاحب الزمان اصفهان(5)
وبلاگ جواد محدثی(1)
حجره طلبگی(1)
منبرنت(1)
فراق(1)
برای همه مفیده(1)
دست نوشته های حمیدرضا فلاح تفتی(1)
شهابیه(1)
آخر آسفالت(1)
تورجان(15)
کپی بیانات رهبر(روحی و نفسی فداه)(1)
خاكريزمقاومت(2)
دانه های انار(1)
یک استکان چای داغ(2)
وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً(2)