روحانيون بايد به فضای مجازی بيايند و جواب دشمن را بدهند

وقتی دشمن در این فضا (فضاي مجازي) مانور مي‌دهد، روحانيون هم بايد به صحنه بيايند و در همين فضا جواب دشمن را بدهند. ما بايد علاوه بر پدافند، آفند هم داشته باشيم، همانند روحانيون اول انقلاب.

محمد صدارت، نويسنده‌ي وبلاگ صدارت است كه از سال 86 تاسيس شده است، جوان نسل سوم انقلاب كه در دهه‌ي دوم عمرش به سر مي‌برد و مزين به لباس روحانيت است و بنا به احساس تكليفي كه مي‌كرده، از سه سال پيش وبلاگ‌نويسي را شروع كرد و علاوه بر اين وبلاگ، وبلاگ آداب الطلاب را هم مديريت مي‌كند و از سوي ديگر در وبلاگ گروهي فصل انتظار هم دستي به قلم دارد.

***
 چرا اينترنت و وبلاگ‌نويسي را انتخاب كرديد؟
روحانیون از قدیم اهل رسانه بودند، چون منبر خود رسانه ی قوی ای است و مخاطبین خودش را دارد، به جز اين هم احساس وظيفه طلبگي به آدم حكم مي‌‌كند كه از هر رسانه‌اي براي انتقال مفاهيم استفاده كند كه در حال حاضر اينترنت از بهترين وسايل است.

 از نظر شما، چرا اينترنت يكي از بهترين ابزار است؟
چون هم گسترده است و مخاطبین زیادی دارد و هم مطالب، حتي در مقايسه با كتاب، ماندگاري بيشتري پيدا مي‌كنند و اين رسانه‌ي آزاد و عمومي است، نيازي به گرفتن امتياز و مجوز ندارد و البته امتيازات ديگري هم دارد، به طور مثال ارتباط دو سويه و مستمر كه در مقايسه با سخنراني‌هاي حضوري، مي‌توان گفت از نقاط قوت وبلاگ‌ است، ماندگاري مطالب نكته‌ي بسيار مهمي است، مخاطب در جلسات حضوري محدود است و بعد از جلسات هم استفاده از مباحث سخنراني بسيار كم اتفاق مي‌افتد، اما در وبلاگ اين ماندگاري باعث مي‌شود كه مخاطبان زيادي از صحبت‌ها استفاده كنند، از طرف ديگر، آشنايي‌هايي كه در اين رابطه صورت مي‌گيرد، مخاطب‌شناسي و نيازسنجي كه در اين فضا شكل مي‌گيرد، قوي‌تر از دنياي حقيقي است.

اين ارتباط چگونه صورت مي‌گيرد؟
از طريق كامنت وبلاگ و پست الكترونيك و در صورت داشتن وبلاگ، ارتباط بيشتر از طريق خواندن مطالب جديد وبلاگ مخاطب و كامنت گذاشتن كه باعث مي‌شود ارتباط مستمر و موثر اتفاق بيفتد.

به اين صورت شما، يك منبر مجازي ايجاد كرديد؟
بله، ولي اين يك بُعد كار است و نبايد اينطور به قضيه نگاه كرد. در ابتداي امر هدف من از ايجاد وبلاگ اين بود، اما با آشناتر شدن امكانات اينترنت و وبلاگ، بهتر است هدفم را بگويم خدمت رساني ديني. به اين صورت كه با وبلاگ‌نويسي به نوعي احساس نزديكي بيشتر مردم با روحانيون ايجاد مي‌شود و ما نيز ديگر منبري صرف محسوب نمي‌شويم. البته جایگزين ارتباط در فضای حقیقی نمي‌شود اما بسياري از موانع را كه در فضاي حقيقي هست از بين مي‌برد و جوان‌هايي كه بعضا كم‌تر اهل مسجد و هياتند از اين طريق با اسلام بيشتر آشنا مي‌شوند.

چرا شما هويت روحاني بودن خود را در وبلاگ مشخص كرديد؟
شايد اگر به صورت يك فرد عادي مطلبي مي‌نوشتم اثر بيشتري مي‌گذاشت، اما در آن صورت ارتباط نزديك روحانيت معني نداشت. در حال حاضر در فضاي حقيقي بخاطر ماشینی شدن زندگیها و بزرگ شدن شهرها، ارتباط مردم با روحانيت مانند سابق زياد و گسترده نيست، اگر كسي اراده و وقت رفتن به مسجد و هيات را داشته باشد مي‌تواند روحانيون را ببيند و مطالب ديني را بشنود ولي اگر نداشت چه؟ اين مشكلي است كه اينترنت به نظر من، برطرف كرده است، اينترنت ارتباط‌ها را نزديك مي‌كند. اگر شخصي كشوري يا شهري باشد كه حتي يك روحاني هم در آنجا نيست، با اين وجود از طريق اينترنت مي‌تواند با دفتر مرجعش و يا مبلغین دین ارتباط برقرار كند و مسائل، مشكلات و سوالات خود را مطرح كند، در حديث داريم كه مي‌فرمايند: «علما مثل اطبا هستند» با این تفاوت که علما در مطب نمی‌نشينند تا مريض بيايد بلكه آن‌ها به مردم مراجعه مي‌كنند تا مشكلاتشان را برطرف كنند. وقتي جمعيت زيادي در اينترنت هست علما و طلاب بايد بيايند و با آن‌ها ارتباط بگيرند و از مشكلاتشان باخبر شده سعي در برطرف كردن آن‌ها داشته باشند.

با اين اوصاف كه ما در حال حاضر تمام اين امكانات را داريم، ديگر چرا وبلاگ نويسي؟
آن‌ مواردي كه خدمتتان عرض كردم، به نوعي رسمي هستند و از طرف نهادهایی مثل سازمان تبلیغات و نهاد رهبری اداره مي‌شوند ولي وظيفه را از دوش بقيه‌ي روحانيون ساقط نمي‌كنند. ما در فضاي حقيقي هم دفتر مراجع و نهاد رهبري و سازمان تبليغات داريم اما طلاب و روحانیون هم در مساجد و منابر نقش موثری دارند و يكسري انتظارات مردم از عموم روحانيون است كه البته توجه داشته باشيد اينها همه در وبلاگ‌نويسي خلاصه نمي‌شود.

 يكي از دغدغه‌هايي كه عامل حضور روحانيون در اينترنت هست، جنگ نرم است، روحانيون به چه نحو مي‌توانند در اين جنگ موثر باشند؟
ما دو نوع جنگ داريم، جنگ نرم و  جنگ سخت، كه تفاوتشان در اين است كه در جنگ سخت، اول دشمن حمله مي‌كند و بعد جنگ شروع می‌شود اما در جنگ نرم، دشمن زمينه‌سازي مي‌كند و بعد حمله مي‌كند. در مراحل زمينه‌سازي، دشمن از شایعه پراکنی و ایجاد شبهه و دروغ افکنی استفاده می‌كند و چون هدف دین و حکومت دینی است، افرادی که تحصیلات دینی دارند، مخصوصا روحانیون سطح بالا که دین شناس هستند بايد وارد عرصه شده و مقابل شبهات و شايعات را گرفته به روشنگري بپردازند.

اين روشنگري به چه صورت است؟
به دو صورت كه به پدافند و آفند معروف است. پدافند، دفاعي است و در اين مرحله بايد پاسخگوي شبهات و شايعات بود و ديگري آفند (هجومي) كه بايد ماهيت دشمن و افكارش خوب شناسايي شود و با اشاعه مسائل دینی مورد نظر از حرکات دشمن پیشگیری كنند.

 در حال حاضر روحانيون ما به چه صورت عمل مي‌كنند؟
به نظر من هر دو را دارند اما بيشتر در پدافند هستند، وقتی دشمن در این فضا (فضاي مجازي) مانور مي‌دهد، روحانيون هم بايد به صحنه بيايند و در همين فضا جواب دشمن را بدهند. ما بايد آفند هم داشته باشيم، همانند روحانيون اول انقلاب. مناظره‌ها و سخنرانی‌های امثال شهید مطهری و شهید بهشتی درباره کمونیسم و مارکسیسم و... اینها آفندهای خوبی بود که از نفوذ حرفهای دشمن در بین عوام جلوگیری کرد، در حال حاضر هم علما بايد وارد صحنه بشوند و هويت دشمنان را به مردم بشناسانند و نظر دين را در اين رابطه بگويند و طلاب نيز در راستاي اشاعه و تبيين نظر علما فعاليت كنند.

تاریخ:۱۳۸۸/۱۰/۲۲
نام و نام خانوادگی:
پست الکترونیک:
وبلاگ / وبسایت:
متن نظر: