تا حالا به تيتراژ پاياني فيلمها دقت كردهايد يا حتي براي يك بار هم كه شده تا انتهاي يك فيلم نشستهايد تا آخرين نام روي تيتراژ هم از پرده سينما محو شود. بعيد ميدانم يا دست كم مطمئنم كه تعداد اندكي از ما اين كار را ميكنيم.
به گزارش «طلبه بلاگ» به نقل از ايسنا، در ادامه مطلب وبلاگي به نشاني http://ssaemi.blogfa.com آمده است: در كشور ما با روشن شدن چراغهاي سينما و آغاز تيتراژ پاياني مخاطبان يك به يك از صندليهاي خود برخاسته و به سمت درب خروجي ميروند حتي پيش آمده كه سالن از جمعيت خالي شده اما تيتراژ همچنان در حال پخش است. در حالي كه تيتراژ به عنوان جلد و شناسنامه فيلم است همچنان كه كتاب مقدمه و موخره دارد، تيتراژ پاياني مثل صفحات پشت جلد كتاب ميماند كه موضوع كتاب يا نويسنده آن را به طور مختصر معرفي ميكند.
اما درمورد كتاب بيشتر عكس قضيه اتفاق ميافتد يعني چه بسا بسياري از ما پشت جلد يا روي جلد و مقدمه آن را ميخوانيم و يادمان ميرود يا حوصله نداريم كه متن و اصل آن را مطالعه كنيم. البته تيتراژهاي اوليه اين شانس را دارند كه در وضعيت توفيق اجباري قرار ميگيرند و مثل تبليغاتهاي ميان برنامه اي مجبور به ديده شدن هستند، هرچند تماشاگراني هم هستند كه چند دقيقه ديرتر به سالن سينما ميروند تا تيتراژ ابتدايي نيز تمام شود و مستقيم به سراغ تماشاي فيلم بروند.
هرچند كه همين بي التفاتي و كم توجهي از سوي مخاطبان باعث ايجاد خلاقيت و نوآوري در ساخت و توليد انواع تيتراژها نيز شده است. در سالهاي اخير برخي از فيلمسازان با استفاده از تمهيدات گرافيكي و كامپيوتري تلاش كرده اند تا تيتراژهاي متفاوت و جذابتري بسازند كه بتواند مخاطبان را سر جاي خود بنشاند مثلا درتيتراژ پاياني فيلم هميشه پاي يك زن در ميان است از يك كليپ تصويري و كميك كه با مضمون فيلم نيز ارتباط مستقيم دارد استفاده شده تا كنجكاوي مخاطب را برانگيزد و آنها را متوجه خود سازد.
نبايد فراموش كنيم كه تيتراژ هم بخشي از ماهيت و هويت فيلم است و بزرگاني مثل عباس كيارستميكار خود را از همين ساخت تيتراژ آغاز كردند و هنوز هم گه گاهي اين كار را ميكنند. از آن سو سازندگان تيتراژ نيز ميتوانند با بهره گيري از انواع ابزارها و تكنولوژيهاي نوين با حفظ سويه زيبايي شناختي كار، تيتراژهاي جذابي بسازند كه مخاطب را تا پايان روي صندلي خود بنشاند.
تاریخ:1388/12/16
پست الکترونیک:
وبلاگ / وبسایت:
متن نظر: